استانی شدن انتخابات یا سر و ته دریافت قیف؟

به نظر می رسد استانی شدن انتخابات مجلس به نوعی سرو ته دریافت قیف است و طراحان به جای کوشش برای ایجاد احزاب مردمی حقیقی به جای احزاب دولت ساخته که صرفاً کارکرد انتخاباتی دارند...

استانی شدن انتخابات یا سر و ته دریافت قیف؟

به گزارش خبرنگاران، عصر ایران نوشت: طرح استانی شدن انتخابات مجلس، یکی از مهم ترین موضوعات بحث برانگیز در دو دهه اخیر مجلس شورای اسلامی بوده است. این موضوع که برای نخستین بار در سال 1378 مطرح شد، در سیر ادوار قانونگذاری ششم، هفتم، هشتم، نهم و هم اکنون در دوره دهم با دیدگاه های مختلف و مواضع متفاوتی از جانب نمایندگان جناح های مختلف روبه رو شده و در کشاکش این واکنش ها، با گذشت 19 سال از نخستین سال ارائه آن در مجلس شورای اسلامی، تاکنون نتوانسته از مرحله طرح فراتر رود و به قانون تبدیل شود. هرچند این موضوع در قالب اصلاحیه قانون انتخابات در هفته اخیر به تصویب نمایندگان مجلس رسید. این قلم در پی آن است تا به اختصار معایب طرح استانی شدن را مورد آنالیز و مداقه قرار دهد.

1- چارچوب و مکانیسم طرح استانی شدن انتخابات

طرحی که تحت عنوان اصلاح قانون انتخابات اخیراً به تصویب نمایندگان مجلس رسید حوزه های انتخابیه را به حوزه های اصلی و فرعی تقسیم می نماید، مقصود از حوزه اصلی محدوده استان و حوزه فرعی محدوده شهرستان ها (حوزه های انتخابیه فعلی) هستند. بر اساس این نظام هر نامزد انتخابات باید از یکی از حوزه های فرعی ثبت نام نماید. یعنی استان به صورت ماهوی نامزد جداگانه ای غیر از نامزدهای حوزه های فرعی نخواهد داشت. در این میان علاوه بر شرایط عمومی که در قانون آمده، فرد باید یا متولد آن حوزه فرعی باشد یا سابقه نمایندگی این حوزه را داشته یا اینکه سابقه سکونت در آنجا داشته باشد با این هدف که وجود وابستگی معنادار بین نامزد و آن حوزه فرعی محرز شود.

بر اساس این سیستم، افرادی که در استان رأی می دهند، برای هر حوزه فرعی به صورت مجزا نماینده انتخاب می نمایند؛ یعنی فردی که در فلان حوزه انتخابیه استان حضور دارد، هم برای آن حوزه انتخابیه و هم برای سایر حوزه های فرعی که داخل استان وجود دارند، نماینده انتخاب می نماید. به عبارت دیگر، شهروندانی که در حوزه های فرعی هستند، برای مرکز استان نیز حق انتخاب نماینده دارند و بالعکس.

نهایتاً هر نامزد باید حداقل 15 درصد آرای حوزه فرعی که خود از آنجا کاندیدا شده را کسب نموده و برای راهیابی به مجلس بالاترین رأی را در سطح استان به خود اختصاص دهد. این کلیت بحث است.

البته شایان ذکر است که چند ماده از طرحی که اکنون مراحل اولیه تصویب در مجلس را پشت سر گذاشته، مربوط به استانی شدن انتخابات مجلس و بقیه مواد درباره موضوعات دیگری است که اگر چه با استانی شدن ارتباط دارند، ولی خود موضوعات مستقلی محسوب می شوند.

به طور طبیعی احتمالاً کسب 15 درصد آرا در یک حوزه انتخابیه کار چندان سختی نخواهد بود. برای درک بهتر تصور می کنیم مثلاً در حوزه فرعی شهرستان شوش کاندیدایی 5 تا 10 هزار رأی می آورد و کاندیدایی دیگر با اختلاف زیاد، 50 هزار رأی را به خود اختصاص می دهد. با این حال با توجه به آنکه هر دو باید در سطح استانی نیز با هم رقابت نمایند و آرای دیگر حوزه های فرعی را نیز کسب نمایند، ممکن است جای این دو نفر عوض شود.

به بیان دقیق تر، این امکان وجود دارد که مجموع آرای کاندیدایی که در حوزه فرعی خود نسبت به کاندیدای دیگر رأی بسیار کمتری را به خود اختصاص داده بود، در سطح استان بیشتر باشد. نتیجه این خواهد بود که کاندیدایی که در حوزه فرعی مقبولیت کمتری داشته، به نمایندگی از این حوزه به مجلس راه خواهد یافت.

ممکن است کسی که در شوش 10 هزار رأی آورده، در استان خوزستان 600 هزار رأی داشته باشد و کسی که در حوزه شوش 50 هزار رأی کسب نموده، در سطح استان 500 هزار رأی کسب کند فلذا نتیجه این خواهد بود که کاندیدایی که در حوزه فرعی مقبولیت کمتری داشته، به نمایندگی از آن حوزه به مجلس راه خواهد یافت.

فرض می کنیم در حوزه فرعی شوش سه نامزد و مجموعاً 100 هزار رأی مأخوذه داریم. نامزد الف 15 هزار رأی کسب نموده و 600 هزار رأی نیز از کل استان کسب می نماید. نامزد ب 70 هزار رأی و 500 هزار رأی از کل استان دارد. نامزد ج هم 5 هزار رأی دارد، ولی در مجموع استان یک میلیون رأی را به خود اختصاص داده است.

بر اساس طرح پیشنهادی از میان این سه نفر، نامزد الف برای نمایندگی به مجلس می رود؛ نامزدی که در حقیقت نه اکثریت آرای شهرستان را کسب نموده و نه اکثریت استان را داشته است، چراکه اکثریت آرای این حوزه فرعی مربوط به نامزد ب و اکثریت آرای استان متعلق به نامزد ج است اما نصاب لازم از حوزه قروه را کسب ننموده است. این یعنی گزاره نمایندگی تحقق پیدا نمی نماید و نماینده اکثریت آن حوزه راهی مجلس نمی شود.

رقابت بین آن نامزدهایی است که در حوزه های فرعی هستند. به همین خاطر شروط سکونت، تولد و سابقه نمایندگی پیش بینی شده است. در واقع، ممکن است یک کاندیدای مشهور که متولد شهریار هم هست از این حوزه نامزد شود و در این صورت مسلماً چون او در تهران و سایر شهرستان ها چهره شناخته شده تری دارد، رأی بیشتری خواهد گرفت و به عنوان نماینده شهریار وارد مجلس خواهد شد.

2- تشدید گسل های قومی و مذهبی

ابهام دیگری که در این باره وجود دارد، مربوط به حوزه هایی است که دارای تنوع قومی و مذهبی هستند. فرضا در استانی که مرکز استان دارای یک مذهب و اکثریت شهرستان های آن دارای مذهبی دیگر هستند، کاندیدایی با مذهب غالب در مرکز با رأی بالا راهی رقابت استانی می شود. کاندیدای دیگری نیز که در مرکز، در اقلیت قرار گرفته است، اما مذهب او همانند مردم سایر شهرستان ها است، 15 درصد را کسب می نماید و در رای شماری استانی قرار می گیرد.

در چنین شرایطی نتیجه رقابت این دو در سطح استان تا حد زیادی روشن است و کاندیدای دوم به واسطه قرابت مذهبی با سایر شهرستان ها رأی بالاتری را کسب می نماید. با این وصف گزاره تشدید گسل های قومی و همچنین اختلافات مذهبی اتفاقی محتمل الوقوع خواهد بود.

این موضوع درباره قومیت ها نیز صادق است؛ یعنی به طور طبیعی در استان هایی که یک قومیت در اقلیت قرار گرفته است و قومیت دیگر، اکثریت را شامل می شود، احتمالاً قوم اقلیت، از این پس هیچ گاه نماینده ای در مجلس نخواهد داشت.

کافی است کاندیدای هم کیش با اکثریت، متولد حوزه فرعی شهرستان اقلیت بوده یا در آن حوزه پنج سال سکونت داشته باشد و ضمن نامزد شدن از این بخش 15 درصد آرای آن را به خود اختصاص دهد. در این صورت او در سطح استان از شرایط بهتری برخوردار بوده و به این ترتیب بخش زیادی از راه را رفته است که همین احتمال می تواند کشور را با چالش های اجتماعی و امنیتی روبرو سازد.

3- آنالیز ادعاهای موافقان

موافقان این طرح مدعی هستند با استانی شدن انتخابات، نمایندگان به صورت منطقه ای و جزیره ای فکر نمی نمایند و تعامل با دولت و وزرا افزایش می یابد که این امر به توسعه روزافزون کشور یاری شایانی می نماید.

آنچه پیش از هر چیز از این بیان حاصل می شود قطع ارتباط نمایندگان، با مردمی است که در صورت جوابگو نبودن قوه مجریه راهی جز مراجعه به نماینده خود برای پیگیری امور ندارند. و طبیعی است که با این اتفاق بسیاری از انگیزه ها برای شرکت در انتخابات و انتخاب نماینده تضعیف خواهد شد.

عده ای دیگر معتقدند که در حال حاضر نمایندگان صرفاً به امور محلی می پردازند و از مسائل ملی فارغ هستند. از نگاه آنها این طرح باعث تقویت صندلی احزاب و تشکل های سیاسی می شود.

به نظر می رسد این دیدگاه به نوعی سرو ته دریافت قیف است و طراحان به جای کوشش برای ایجاد احزاب مردمی حقیقی به جای احزاب دولت ساخته که صرفاً کارکرد انتخاباتی دارند و نیز به جای نهادینه کردن فرهنگ تحزب، آنگونه که بر معیارهای مردم سالاری اسلامی منطبق باشد در پی تمهید سازوکاری ظاهری از فعالیت های حزبی هستند که در نتیجه آن انتخاب بر اساس لیست های سیاسی انجام خواهد شد که نمونه آن در بعضی کلان شهرها از جمله تهران در انتخابات مجلس و شورای شهر تجربه شده و نقایص و خسارت های آن بر کسی پوشیده نیست.

تردیدی نیست که ایجاد تعادل در وجهه ملی و محلی نمایندگان ضرورتی اجتناب ناپذیر است که می بایست برای آن فکری کرد، اما طرح مورد بحث حداقل های این هدف را نیز برآورده نخواهد ساخت.

4- هزینه های انتخاباتی و تبلیغات

مساله تأمین هزینه های تبلیغات انتخابات که که منابع آن همیشه سوالی بی پاسخ در افکار عمومی بوده است و در سال های اخیر نیز بحث در این مقوله تا ادعای وزیر کشور مبنی بر ورود پول های کثیف به عرصه تبلیغات انتخابات پیش رفته است از مسائلی است که با این طرح نقسش برجسته تر و در عین حال ابهام بیشتری خواهد داشت.

نکنه دیگر اینکه با اجرای طرح مورد بحث ممکن است بسیاری از اشخاص باصلاحیت به دلیل عدم توان تبلیغات در سراسر یک استان نتوانند با دیگران رقابت نمایند، و از سوی دیگر صاحبان قدرت و ثروت در کل استان این امکان را خواهند یافت تا گستره نفوذ خود و ستادهایشان را در همه شهرستان ها توسعه بخشند.

با اوصافی که ذکر شد، به نظر می رسد تصویب نهایی این طرح علاوه بر آنکه به اهداف خود نمی رسد، معایب و معضلات زیادی را برای نظام با خود به همراه داشته باشد.

منبع: خبرگزاری ایسنا
انتشار: بروزرسانی: 3 تیر 1398 شناسه مطلب: 168

به "استانی شدن انتخابات یا سر و ته دریافت قیف؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "استانی شدن انتخابات یا سر و ته دریافت قیف؟"

نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید